19. در بیان حسد کردن وزیر جهود
19. در بیان حسد کردن وزیر جهود
19.1 آن وزیرك از حسد بودش نژاد تا به باطل گوش و بینی باد داد
19.2 بر امید آنكه از نیش حسد زهر او در جان مسكینان رسد
19.3 هر كسی كاو از حسد، بینی كند خویشتن بی گوش و بی بینی كند
19.4 بینی آن باشد كه او بوئی برد بوی او را جانب كوئی برد
19.5 هر كه بویش نیست بی بینی بود بوی آن بوی است، كان دینی بود
19.6 چون كه بوئی برد و، شكر آن نكرد كفر نعمت آمد و بینیش خَورد
19.7 شكر كن، مر شاكران را بنده باش پیش ایشان مرده شو، پاینده باش
19.8 چون وزیر از ره زنی مایه مساز خلق را تو بر میاور از نماز